تبلیغات
گندم قاتل آدم - شاید فاحشه به کارش ایمان دارد

کاربر عزیز،
به وبسایت گندم قاتل آدم خوش آمدید

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد


یکی هست در محله ی ما!!!

 

همه او را برای یک شب دوست دارند..

 

حتی برایش آش نذری هم نمیبرند

 

او با کسی کاری ندارد

 

خودش را میفروشد

 

و نان شبش را میخرد

 

حاج آقا میگوید باید از محله برود

 

چون همه جوانان مسجدی را از راه به در کرده

 

ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به در شدند

 

ولی فاحشه با این همه مسجدی

 

به راه راست هدایت نشد ؟؟؟

 

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد

 

و مسجدی ها نه!!!!


پ.ن:خیلی وقت بود میخواستم این مطلب رو از صادق هدایت بذارم اما هر دفعه به دلایلی نمیشد،تا به امروز...

البته دنبال یک بهانه هم برای نوشتن بودم،که چند روز پیش بهانش هم پیدا شد...چند روز پیش تو یک وبلاگی،مطلبی در مورد نماز خوندم.مطلبش در مورد چگونگی خوندن نماز بود...اینکه به زبان فارسی بخونم یا عربی؟!!!

خب اولش یکم جا خوردم...چون تا حالا کسی رو ندیدم که نمازش رو به زبان فارسی بخونه.البته توی قنوت نماز فارسی صحبت کردن مشکلی نداره...الانم من در جایی نیستم که بگم چی درسته و چی غلطه...

اما...

"به نظر من"نماز یک چارچوب و قوانینی داره مثل بقیه جیزها در دین اسلام،که ما باید از این قوانین پیروی کنیم،نمیشه که هرجور که دلمون خواست و عشقمون کشید نماز خوند و بگیم که اینجوری نماز خوندن بهم آرامش میده...مثلا فرض کنین یکی از چراغ قرمز 

عبور میکنه بعد وقتی که پلیس جلوشو میگیره و دلیل کارش رو میپرسه،در جواب میگه "این کار بهم آرامش میده"...

حالا یه چیز دیگه هم هست،فک نمیکنم کسی تو سن ما معنی نماز رو بلد نباشه.خب وقتی که بلد باشی میفهمی که چی داری

به خدا میگی و مثل این میمونه که تو داری فارسی با خدا صحبت میکنی...

(بازم تاکید میکنم که این نظر من هستش و کسانی که این تصمیم رو گرفتن،حتما باید از یک فرد عالم که ترجیحا اگه مرجع تقلید خودشون باشه بهتره این سوال رو بکنن...)


ولی درکل،هرکسی نظر خودش رو داره و یه تفکراتی داره...ولی هر چی که هست ان شاء الله با ایمان کامل خونده بشه...

نمیدونم،میخواین عربی بخونین یا فارسی...

میخواین توی دو دقیقه هشت رکعت بخونین یا تو دو ساعت...

میخواین همش توی مسجد نماز بخونین یا توی خونه...

میخواین...

هر جور که هست ان شاء الله بفهمین که چی دارین میخونین،در مقابل چه کسی دارین نماز میخونین،و در آخر "با عشق نماز بخونین"


ببخشید که پر حرفی کردم...

خدا پشت و پناهتون...

یاعلی

نظرات مطلب

  1. زندگیمون قصه نیس
    چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 11:36 ق.ظ

    سلام
    میدونی کیان زمان دین ما یه قانون و اصول قواعد خودشو داره مث نماز، دیدی بعضیا مث این دوستمون که میگه چه اشکالی داره فارسی باشه یا عربی یا طبق قوانین وصف شدت توسظ خالق هستی..میتونم یه مثل بزنم .. روابط بین آدما بخصوص زن و مرد که خداوند منع کرده قوانین خاصی براش گذاشته اگه عملی نشه چه پیامدایی داره مث همین دوست دختر ودست پسری بعدش شکست عشقی و ریختن آبرو چیزی بجا نمونه و از راهش یه ازدواج و یه زندگی سالم. نماز هم همینطور قواعد بانظم باشه نتیجه و آرامش زندگی رو درپی داره واگه نباشه آرامشی وجود نداره....

    • کیان زمان

      ممنون از این که نظرتون رو گفتین...
      حق با شماست
      کلا این دوستمون یکم مشکل داره...
      من که از بحث کردن باهاش فراریم.تو اینجور وقت ها خواهرزادم(علی)رو میندازم وسط...
      کلا فک میکنه عقل کله و خیلیم منطقیه...کلا من از این ادما خوشم نمیاد...
      ولی هرچیکه هست از من یکی بهتره...مسلما هم مشکل از منه...
      الان میاد همینارو میبینه و...
      درکل ممنون از اینکه وقت گذاشتین و مطلب من رو خوندین و نظر دادین...
      یاعلی

  2. ılıهـانیِـılı
    شنبه 4 اردیبهشت 1395 08:22 ب.ظ

    اصلا چرا فقط در مورد مذهب شما اینقدر مسمم هستین من پستهای علمی و فرهنگیه و احساسی زیادی تو وبلاگم دارم...
    خییلی غیر منطقیه ک شما فقط درمورد مذهب اینقدر اسرار دارین
    با این کارا خدا شمارو وسط بهشت نمیذاره...:|

  3. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:18 ب.ظ

    اینجا برای از تو نوشتن هوا كم است
    دنیا برای از تو نوشتن مرا كم است
    اكسیر من نه اینكه مرا شعر تازه نیست
    من از تو می نویسم و این كیمیا كم است
    دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز
    من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست
    با او چه خوب می شود از حال خویش گفت
    دریا كه از اهالی این روزگارنیست
    امشب ولی هوای جنون موج میزند
    دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست
    ای كاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین
    دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست

  4. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:17 ب.ظ

    زمانه وار اگر می پسندیم كر و لال
    به سنگفرش تو این خون تازه باد حلال
    مجال شكوه ندارم ولی ملالی نیست
    كه دوست جان كلام مناست در همه حال
    قسم به تو كه دگر پاسخی نخواهم گفت
    به واژه ها كه مرا برده اند زیر سوال
    تو فصل پنجم عمر منی و تقویمم
    بشوق توست كه تكرار می شود هر سال
    ترا ز دفتر حافظ گرفته ام یعنی
    كه تا همیشه ز چشمت نمی نهم ای فال
    مرا زدست تو این جان بر لب آمده نیز
    نهایتی ست كه آسان نمی دهم به زوال
    خوشا هر آنچه كه تو باغ باغ می خواهی
    بگو رسیده بیفتم به دامنت رسیده یا كال ؟
    اگر چه نیستم آری بلور بارفتن
    مرا ولی مشكن گاه قیمتی ست سفال
    بیا عبور كن از این پل تماشایی
    به بین چگونه گذر كرده ام ز هر چه محال
    ببین بجز تو كه پامال دره ات شده ام
    كدام قله نشین را نكرده ام پامال
    تو كیستی ؟ كه سفركردن از هوایت را
    نمی توانم بدهم حتی به بالهای خیال

  5. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:17 ب.ظ


    کاش رویـــا هایـــمان روزی حقیقت می شدند

    تنگنـــای سینــــــه ها دشت محبت می شدند

  6. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:17 ب.ظ

    می پرسد از من كسیتی ؟ می گویمش اما نمی داند
    این چهره ی گم گشته در آیینه خود را نمی داند
    می خواهد از من فاش سازم خویش را باور نمی دارد
    آیینه در تكرار پاسخ های خود حاشا نمی داند
    می گویمش گم گشته ای هستم كه در این دور بی مقصد
    كاری بجز شب كردن امروز یا فردا نمی داند
    می گویمش آنقدر تنهایم كه بی تردید میدانم
    حال مرا جز شاعری مانندمن تنها نمی داند
    می گویمش � می گویمش � چیزی از این ویران نخواهی یافت
    كاین در غبار خویشتن چیزی از این دنیا نمی داند
    می گویمش � آنقدر تنهایم كه بی تردید می دانم
    حال مرا جز شاعری مانند من تنها نمی داند
    می گویم و می بینمش او نیز با آن ظاهر غمگین
    آن گونه می خندد كه گویی هیچ از این غمها نمی داند

  7. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:16 ب.ظ

    در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست
    اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست
    من در تو گشتم مرا در خود صدا می زن
    تا پاسخم را بشنوی پژواك سان ای دوست
    در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
    سردی مكن با این چنین آتش به جان ای دوست
    گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی
    حالا لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست
    من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم
    گر می توانی یك نفس با من بمان ای دوست
    یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی كن
    از من من این برشانه ها بار گران ای دوست
    نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت
    بیهوده می كوشی بمانی مهربان ای دوست
    انسان كه می خواهد دلت با من بگو آری
    من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

  8. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:16 ب.ظ

    از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب
    شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب
    پشت ستون سایه ها روی درخت شب
    می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب
    می دانم اری نیستی اما نمی دانم
    بیهوده می گردم بدنبالت � چرا امشب ؟
    هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
    نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب
    ها ... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
    ایكاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
    هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
    حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
    امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
    بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
    گشتم تمام كوچه ها را � یك نفس هم نیست
    شاید كه بخشیدند دنیا را به ما امشب
    طاقت نمی آرم � تو كه می دانی از دیشب
    باید چه رنجی برده باشم � بی تو � تا امشب
    ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
    آخر چگونه سركنم بی ماجرا امشب

  9. ılıهـانیِـılı
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 12:24 ب.ظ

    خواهش بااووو این چ حرفیه

  10. ılıهـانیِـılı
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 12:13 ب.ظ

    جو از خودتونه
    چون مخاطب این کامنت من شما نبودین
    ی نفر ب اسم علی ب من کامنت خصوصی داد و آدرس همین وبلاگرو گذاشت
    خوب من جوابشو کجا میذاشتم؟؟؟

    • کیان زمان

      ببخشید...

  11. ılıهـانیِـılı
    جمعه 3 اردیبهشت 1395 11:25 ق.ظ

    سلام:)
    اول اینکه ازتون میخوام برای دادن نظر در خصوصِ پستم خصوصی نظر نذارین...چون دلیلی نداره:)

    دوم اینکه تاکید کنم :دلیل خوندن نمازِمن ب زبان فارسی فقط ب این دلیل نیست ک کمکی ب پایداری زبان فارسی بکنم...بلکه فقط میخوام موقع نماز آرامش پیدا کنم...آرامشو نمیشه با بیان چند کلمه ک حفظشون کردم بدست بیارم..

    در حال حاضر حدودا 8 میلیارد انسان تو جهان زندگی میکنن ک فقط 1 میلیارد از اون آدمها مسلمون هستند و بقیه ب ادیان دیگری اعتقاد دارن آیا تو روز قیامت خداوند فقط با کسانی ک عربی بلد هستند میخواد صحبت کنه؟؟پس آدمای دیگه چی؟؟؟
    موضوع بعدی اینه ک مگه خداوند همه ی انسان هارو مثل هم آفریده ک انتظار داشته باشع همه ی بنده هاش ب یک زبان و ب یک شکل نماز بخونند و با او ب مناجات بپردازند؟؟
    گفتین ک از عالمای دینی بپرسم...از هر کسی ک سوال میشه همه نظر شخصیه خوودشونو میگن...و هیچکس دلیل قاطعی نمگیه ...
    اگر بخوام ب حرف عالما بیش از حد توجه کنم عاقبتی جز اجبار تو زندگیم نداره..:|

    • کیان زمان

      سلام...
      چرا جو میدی...من کی نظر خصوصی گذاشتم...
      بعدشم من دیشب این بحث رو تموم کردم،چون هیچکدوممون حرف هم رو نمیفهمیم...
      مسلما مشکل از منه...
      شما هم خوبی و هم کارت درسته...
      از همون اولشم این بحث اشتباه بود.چون نه من آدمش بودم که شمارو قانع کنه نه شما...
      یاعلی

  12. |ﮩـانیِـ|
    پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 04:55 ب.ظ

    اولین کار اشتباهتون اینه ک فکر میکنین شما کارتون درسته و کار بنده اشتباهه در صورتی ک خداوند به هر دوی ما عقل داده:|
    دومی ،برداشت معکوستون از حرف منه....من نگفتم ک شما خداوند رو توصیف کنید چون هیچ فردی نمیتونه خداوند رو توصیف کنه....:|من فقط گفتم شما خداوند رو چگونه میبینید یعنی در نظرتون خدا چجوریه....
    اشتباه بعدی(البته از نظر من)
    من خللی تو نماز ایجاد نمیکنم...یعنی از خودم چیزی ب نماز اضافه نمیکنم یا چیزی ازش کم نمیکنم..ولی شما دارین مثالی میزنید ک توش قسمتی از روزه رو حذف کردین...
    آیا من بخشی از نمازو حذف کردم؟؟؟؟من فقط اونو ب همون شکلی ک هست ب زبان فارسی برگردوندم...
    در خصوص از یاد رفتن زبان فارسی هم باید بگم ک نباید این مشکل رو ب گردن جنگ یا وقایع دیگه بندازیم...خودمون باید تلاش کنیم ک این زبان فارسی رو همچنان پایدار نگه داریم البته فقط منظورم تو نماز نیست...
    با تچکر فراوان

    • کیان زمان

      خب با این حرفا معلومه که ما حرف هم رو نمیفهمیم...یعنی از حرفامون برداشت اشتباهی میشه...پس بحث بی فایده است...شما به کار "درستتون"ادامه بدین...!!!!!!!!!!!!
      یاعلی

  13. هانی
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:17 ب.ظ

    اینستاگرام لایکت کردم

  14. soheyla
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 09:39 ب.ظ

    عاااالیه مطلبت

    • کیان زمان

      ممنونم

  15. soheyla
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 09:39 ب.ظ

    ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ
    ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ
    ﺑﺎﻳﺪ
    ﺳﺎﻝﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻩﺍﻡ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ
    ﺩﺭﻳﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ
    ﻭ ﻛﺎﻓﻪﻫﺎﻱ ﻏﺮﻭﺏ ﺭﺍ
    ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ
    ﺍﺳﺐﻫﺎ ﻭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎ ﺭﺍ

    ﺑﺎﻳﺪ
    ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ
    ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ
    ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ
    ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﺭﺁﻣﻴﺨﺘﻪﺍﻱ !

  16. soheyla
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 09:30 ب.ظ

    آنقـدر نیستـی
    کــه گاهــی حـــس مـی کنـم
    عشــق را نسیـه به مـن داده ای
    بی تـابــم !
    نقـــد می خــواهـمــت …

  17. هانی
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 08:40 ب.ظ

    بردار خب دگ
    قشنگ نیس
    اینستا دیدی؟

  18. |ﮩـانیِـ|
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 08:31 ب.ظ

    منم ازتون خیلی معذرت میخوام ک پرحرفی کردم...
    و خیلی خوشحال شدم ک درباره ی پستم یکی از بهترین نظر هارو دادین


    #ایشالا جبران کنم...

    • کیان زمان

      ممنونم

  19. |ﮩـانیِـ|
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 08:30 ب.ظ

    بله بله
    پستتون رو خوندم



    میدونن همین اختلاف نظرهاست ک باعث میشه زندگی جریان پیدا کنه و نباید انتظار داشته باشیم ک رفتارها و اخلاق همه شبیه ب هم باشع ولی مسئله ای ک هست اینه ک تفاوت زبان ها هیج ربطی ب ارتباط ما با خدا نداره ،مگر این نیست ک خدا همه انسان هارو آفریده ....
    من فکر میکنم بعضی ها از فارسی نماز خوندن واهمه دادند چون ک عربی نماز خوندن تو خونِشونِه ولی من اصلا این مسئله رو قبول ندارم ک عربی نماز خوندن ی نوع قانونه
    #خدا در نظر شما چیه؟؟
    ک فکر میکنید باید در مقابلش یه مشت قانونو پشت سر هم بگین و رد شین ازش.....

    و یه مسئله ی دیگه هم هست اینه ک
    شما ی مثالی زدین تو پستتون اونم ان که:
    (((مثلا فرض کنین یکی از چراغ قرمز

    عبور میکنه بعد وقتی که پلیس جلوشو میگیره و دلیل کارش رو میپرسه،در جواب میگه "این کار بهم آرامش میده"...))))
    این مثالی ک زدین کاملا اشتباه بود ....
    یک راننده ب درستی میدونه ک عبور از چراغ قرمز خطرات جانی و مالی در پیش دارع
    ولی وقتی ی بنده نمازشو ب فارسی میخونه گناه میکنه یا چیزی رو ب تمسخر میگیره؟؟؟
    ما کم کم داریم از زبان فارسیه خودمون فاصله میگیریم و با زبان عربی خو میگیریم....این ی اتفاق ناگواره......

    فقط این رو بدونین خدا خیلی بزرگتر از اونی هست ک ب خاطر زبونِ بندگان بینشون فرق بذاره:|

    • کیان زمان

      چقدر طول کشید اینو نوشتی؟!!!
      .
      .
      .
      سلام... ممنون که مطلبم رو خوندین...
      خوب شد که یکم با تفکراتتون آشنا شدم...اما...
      از همون اول شروع کنیم...
      گفتی خدا از نظر من چیه؟خدایی تو وصف خدا موندم.
      ولی اینکه خدا خالق ماست،مهربونه،بخشندست،بین بنده هاش فرق نمیذاره و...شکی نیست.اما همین خدای بزرگ قوانینی رو برای نحوه اجرا کردن واجبات خودش از جمله نماز،روزه،حج،زکات و...قرار داده و این قوانین رو به واسطه پیامبران خودش به ما ابلاغ کرده...
      یه لحظه خواهشا فکر کن،اگه همه مثل تو فکر کنن چی میشه!!!مثلا من مثل تو فکر کنم...با خودم بگم که من از اذان صبح تا اذان ظهر روزه میگیرم،چون که خدا بزرگه و بین بندهاش فرق نمیذاره...
      نمیدونم چه مرگم شده...ولی میخوام تورو از این اشتباه بیرون بیارم ولی نمیتونم،چون ادم این کار نیستم...بخوایم منطقی هم نگاه کنیم من فقط دوسال از تو بزرگترم تازه اونم از نظر سن...خواهشا قبل از این که این تصمیمت رو برای زندگیت دائمی کنی با یک فرد عالم در مورد این موضوع گفت و گو کن...
      در مورد اون موضوع که گفتی زبان ما داره به زبان عربی خو میگیره،باید بگم که این موضوع برمیگرده به زمان حمله عرب ها به ایران که به مراتب بدتر از حمله مغول ها به ایران بوده....یعنی صدهاسال پیش...
      یه راهکارهم برای پرت نشدن حواست هنگام خوندن نماز اینه که تو همزمان که داری عربی نماز میخونی معنی اون رو توی ذهنت تکرار کنی...
      حرف گفتنی زیاده...
      دیشب کلی برات نوشتم اما نت یاری نکرد...
      فعلا تا همینجا کافیه...
      راستی این حرف هایی که من میزنم به این دلیل نیست که میخوام حرف حرف خودم باشه،فقط میخوام یکم بیشتر فکر کنی.چون موضوع مهمیه...
      یاعلی

  20. nasim
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:57 ب.ظ

    یک تحویلدار بانک میگفت:

    ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه، ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
    ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ !
    ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟ !
    ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمیکنه، ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!

    رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭﻧج دیدﻩ ای داشت،
    ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ ...
    ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ :
    ﭼﺸﻢ. ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ..
    ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ ...
    ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ و ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ ...
    ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ

    ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ !

    ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﭘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺣﻼﻝ ﻣﺸﮑﻼﺗﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ...

    ﭘــﺪﺭ است که ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﺪﺍﺭد ﻭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻳش ﻧﻴﺴﺖ ....
    ﺑﻲ ﻣِﻨَﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﺮﻳﺒﮕﻲ ﻫﺎﻳش ﻣﻲ ﮔﺬﺭد ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺷد ...
    ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳش ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻲﮐﻨد...

    خدایا بالاتر از بهشتت چه داری؟
    برای پدرم میخواهم...

    :)

  21. nasim
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:55 ب.ظ

    زن
    همه چیزش شعر است ؛
    چشمش
    مویش
    بویش ...

    " زن " که باشی همه کارت شعر از کار در می آید ؛
    چای دم کردنت
    جانم گفتنت
    قاصدک فوت کردنت ...

    اما
    مردها همیشه شاعرهای بهتری هستند !!

    " مرد " که باشی
    برای شاعری همیشه
    سوژه ای به زیبایی یک زن داری

  22. nasim
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:53 ب.ظ

    قصه انسان
    قصه یک دل است و یک نردبان،
    قصه بالا رفتن،
    قصه هزار راه و یه نشانی،
    قصه پله پله تا خدا...!

    قصه جستجو،
    قصه از هر کجا تا او
    قصه انسان قصه پیله است و پروانه،
    قصه تنیدن و شکافتن...!

    من اما هنوز اول قصه ام!
    ایستاده روی اولین پله
    نشانی گم کرده ام،
    با دو بال نا تمام و یک آسمان...

    "خدایا "دست دلم را بگیر...

  23. nasim
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:53 ب.ظ

    با توام
    ای لنگر تسکین!
    ای تکان‌های دل!
    ای آرامش ساحل!
    با توام
    ای نور!
    ای منشور!
    ای تمام طیف‌های آفتابی!
    ای کبود ِ ارغوانی!
    ای بنفشابی!
    با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!
    با توام
    ای شادی غمگین‌!

    با توام
    ای غم!
    غم مبهم!
    ای نمی‌دانم!
    هر چه هستی باش!
    اما کاش...
    نه، جز اینم آرزویی نیست:
    هر چه هستی باش!
    اما باش!

    "قیصر امین پور"

  24. هانی
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:47 ب.ظ

    ای کاش این عکسو برمیداشتی

    • کیان زمان

      من با این عکس خیلی حال کردم...

  25. زهرا
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:28 ب.ظ

    ..

    میلاد امام علی مبارک..

    ..............................

  26. زهرا
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:28 ب.ظ

    مرسی میای..

  27. زهرا
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 07:27 ب.ظ

    عالی بود..
    متحول کننده..!

  28. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:36 ق.ظ


    ─(♥)██████(♥)(♥)██████(♥) ─(♥)████████(♥)████████(♥) ─(♥)██████████████████(♥) ──(♥)████████████████(♥) ────(♥)████████████(♥) __ ──────(♥)████████(♥) ────────(♥)████(♥) __ ─────────(♥)██(♥) ───────────(♥) زندگـــی کاروانیســـت زود گــذر.... آهنگـــــی نیـــمه تمـــام.... تـــابلویی زیبــــا و فریـــب دهنده... می ســـوزد و می ســـوزاند... و هیـــچ چـــیز در ان رنـــگ حقـــیقت نمیگیرد... جـــــــز..... "مهــــــربانی هــــازندگی چون گل سرخیست،پر از خار پر از برگ و پر از عطر لطیف...

  29. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:35 ق.ظ

    عشق، پارچه ی گلدوزی شده ای است که طبیعت، آن را آراسته و تخیل،نقش و نگار آن را ترسیم کرده است.

  30. ๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
    چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:34 ق.ظ

    درود برشما بسیار زیبا و قابل تامل بود دوست عزیز

    • کیان زمان

      ممنونم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30